خرید بک لینک
منگر چنين به چشمم، ای چشم آهوانه ترســــم قـــرار و صبـــرم برخيزد از ميانه ترسم به نام بوسه غارت كنم لبت را با عذر بی قراری ، ايــــن بهترين بهانه ترسم بسوزد آخـــــر، همراه من تو را نيز اين آتشی كه

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 22:08

دیگر جز راستی و صداقت سخنی را نخواهم شنید،
عشق اگر عشق باشد...
ترس ،معنا ندارد،
اگر به عاشقت اعتماد داشته باشی، نگرانی معنا ندارد،
اگر قرار باشد ،زندگی، حال و آینده ات را با معشوقت ، تقسیم کنی،
اگر قرار باشد ...اگر...

بعد از این گوشهایم جز حقیقت سخنی نمی شنود، جز راستی چیزی نمی بیند،
شاید این پایان راهمان باشد،
شاید ،...
دیگر نمی ترسم،
مرا با دروغ دلخوش نکن،
اما باحقیقت بیازار

مرا دیگر یارا و تاب تحمل چلچراغهای دروغین نیست
برایم کورسویی از حقیقت بیاور...

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 22:08

روزی جوانی طالب در مسیرحرکت شمس جان در شهر حلب ،از او پرسید، غرض از مزاحمت ، استاد معظم، شنیدن درد دل این طلبه کمترین ات بود،باری ،بنده ی سر افکنده،که عمری دم از سلوک زدم،همچون کره خری ناشی به کاهدان

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 22:08

اکهارت تله در بیستونه سالگی از خواب برخاست و با خود گفت: «من دیگر نمیتوانم خود را تحمل کنم»؛ سپس فکر عجیبی به ذهنش خطور کرد: «این خود کیست که من نمیتوانم آنرا تحمل کنم؟ آیا در من، دو «من» وجود داد؟

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 22:08

مگر چند بار دیگر به دنیا می آیمکه یکی را بدون توبدون لبخندتبرسانم به انتهاو بارهای دیگربا دست هایی که خاک شده انددوباره برویم به روی زمینی که رد می شویو باد که می آیدبرساند به u200du200du200du200du200du200du200du200dپیراهنتکه این گر

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 22:08

بعد از چند سال ،برای اولین بار احساس رهایی می کنم،رها از هر احساس عاطفی چسبندهرها از قید و بند بر دست و پایمرها از احساس دین و وظیفهرها از احساس گناهرها از توهم عاشقی از امروز ،رها تر از همیشه زندگی م

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 22:08

همه ی قصه های عالم درون من رخ می دهد،همه ی قصه های عالم را می دانم ،چند هزار شب مرا میخواهیتا شهرزادترینقصه گویان را شرمگین کنمتا عشق و امید را بهقلب تو با آن کبوتر ترسان هدیه کنمدستت را بگیرم و بگویم

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 22:08

در کشتن ما چه می زنی تیغ جفا

مارا سر تازیانه ای بس باشد

مولانا

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 22:08


دلبری از تو چنان دشوار است که دل تبدار و تن بیمار می خواهد.
بیمارم
مرا ببین

برچسب: نویسنده: میلاد اسدی تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 22:08

صفحه بندی